مایرز و بریگز با ترکیب این چهار بعد، 16 تیپ شخصیتی را تعریف کردند که امروزه بهعنوان یکی از پرکاربردترین مدلهای شخصیتشناسی در دنیای روانشناسی، کسبوکار و توسعه فردی مورد استفاده قرار میگیرد. با این حال، برخی محققان اعتبار علمی آن را زیر سؤال میبرند، زیرا بر اساس مطالعات تجربی گستردهای توسعه نیافته است. با این وجود، MBTI همچنان یک ابزار محبوب برای شناخت خود و دیگران محسوب میشود.
کاترین بریگز و دخترش ایزابل مایرز که علاقهمند به نظریات یونگ بودند، در دوران جنگ جهانی دوم تصمیم گرفتند سیستمی برای شناخت بهتر تفاوتهای شخصیتی افراد طراحی کنند. آنها با استفاده از نظریهی یونگ، تست MBTI را در دههی 1940 توسعه دادند و یک بعد جدید به مدل یونگ اضافه کردند:
- داوریکننده (Judging) در برابر ادراکی (Perceiving): بیانگر نحوه سازماندهی زندگی افراد (ساختارمند یا منعطف).
کارل گوستاو یونگ و نظریه تیپهای شخصیتی
یونگ، روانشناس سوئیسی و یکی از شاگردان و بعدها منتقدان زیگموند فروید، در سال 1921 کتابی با عنوان “انواع روانشناختی” (Psychological Types) منتشر کرد. او در این کتاب نظریهای ارائه داد که طبق آن، افراد دارای الگوهای ذهنی و شناختی متفاوتیهستند که بر نحوه پردازش اطلاعات و تصمیمگیری آنها تأثیر میگذارد. یونگ شخصیت انسانها را بر اساس دو دسته کلی از کارکردهای روانی تقسیم کرد:
- برونگرایی (Extraversion) در برابر درونگرایی (Introversion): نشاندهندهی نحوه تمرکز انرژی ذهنی افراد (به سمت دنیای بیرون یا درون).
- چهار کارکرد شناختی:
- تفکر (Thinking) در مقابل احساس (Feeling): نحوه تصمیمگیری افراد (بر اساس منطق یا ارزشهای شخصی).
- حسکردن (Sensing) در مقابل شهود (Intuition): نحوه دریافت اطلاعات از محیط (از طریق جزئیات عینی یا الگوهای کلی).