قایق چوبی
تقریبا ۷ سالم بود که پدرم بهم خبر داد که داره برام قایق چوبی درست میکنه ، یه قایقی که از تکه چوب های اضافی که در کارگاهشون مونده بود
قایقی دست ساز بود که تقریبا به طول ۳۰ سانتی متر و عرض ۱۵ سانت و قطر تقریبا ۱۰ سانت
پدرم داخلش رو خالی کرده بود و کناره هاش رو شکل داده بود اندازه ایی ولی نه به این اندازه که کارش رو تموم کرده باشه ،
فقط به این اندازه که کلی خورده کاری داشت برای ادامه کار و قشنگ میتونست یه پسر بچه ۷ ساله رو درگیر خودش کنه ، جوری که روزی ۲ ساعت روش کار میکردم و سمباده زبر به دست در حال سابیدن کناره های این قایق چوبی بودم .
و تا حدی جلو رفتم که دیگه این محصولم کامل آماده شده بود و میتونست وارد آب بشه ،
اووه آب !!
مشکل چیه ؟! میخاستم بندازمش داخل آب کناره های قایق و زیر قایقم ترک میخورد ( به علت اینکه آب میرفت داخل شیار های چوبی و اون آب باعث میشد که ترک ایجاد بشه بعد از اینکه آب خارجش میکردم ) ،
خب حالا باید چیکار میکردم ؟
واقعیت اینکه واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم
و اصلا برنامه ایی نداشتم برای اینکه بندازمش داخل آب اصلا روی آب میمونه یا نه واگر ترک خورد چگونه میتونم نگهش دارم !
تصمیم رو گرفتم و اصلا فکر هم نمیکردم که دقیقا باید چیکار کنم و اصولی این موضوع چیه
فقط طشت رو از توی حمام آوردم و نشستم و آماده شدم که بندازمش داخل آب ، با چند تا پارچ پر شد و بلاخره رسید به این مرحله که تست قوطه وری رو ازش بگیرم ، قوطه ور شد و حالش هم خیلی خوب بود ولی متاسفانه بعد از چند لحظه به زیر آب فرو رفت ،
هرچه تلاش کردم که یه جوری قایق رو روی آب نگه دارم نشد متاسفانه ، به این دلیل که همش میرفت زیر آب و نگه داشت اون سخت بود
اینجا بود که پدر رجوع کردم و اون هم دید از چالش نتونستم خارج بشم کمکی کرد این چالش رو پشت سر بذارم ، الان دقیق نمیدونم چی شد ولی قایقم رو برد کارگاهشون یکسری تغییرات روش داد و برام آورد
تغییرات درست انجام شده بود و حالا روی آب غوطه ور میماند و به راحتی با دست هم جهت میگرفت ،
حالا هنوز چالش اصلی مانده بود اینکه این قایق باید موتوری داشته باشه که اون رو به جلو حرکت بده ، با یک قوه محرکه ،
یکی از آرمیچر هایی که روی ماشین اسباب بازیم بود رو باز کردم و با چسب زدم زیر قایق ، چسب چوب و یکم چسب مایع ولی خوب متاسفانه خاطرم هست که چسب چوب توی آب خیلی خوب عمل نکرد و نشد که راحت تست بگیریم و چالش بعدی آب روی آرمیچر تاثیر گذاشت و متاسفانه آرمچیر بعد از چند ثانیه فعالیت در داخل آب خاموش شد ..
بماند که چسب هم بعد از اولین اتصال آرمیچر به باطری کامل کنده شد و آمیجر ولو شد کف طشت
اینجا بود که فکر میکردم کلا پروژه کنسل شده و باید از در جدیدی ورود پیدا بکنم به این مساله و با راه حل جدیدی باید حلش کنم .
خیلی در حال جستجو بودم و از هرکسی میرسدم سوال میکردم که دقیقا چجوری میشه این کاررو کرد فقط
ولی خب توی خیلی از موارد دیده نمیشدم و شنیده نمیشدم ،
البته این وسط ما جابجا شدیم و به دلیل شغل پدرم مجبور شدیم جابجا بشیم به شهری دیگه
از اون موقع ۲۷ سال میگذره
نمیدونم قایقم کجاست !
هنوزم درگیرم که چجوری میتونم توی آب روشن نگهش دارم وانگار یه پروژه باز توی ذهنم مونده
و اینکه چالشی بود که حل میشد ، اگر پدرم هنوز بود و کمک میکرد ادامه اش بدم .

این عکس مربوط به داوری من بود در جشنواره دانش آموزی که هفته پیش برگزار شد و من رو برد به همون سالها یادم نیست کیفیت کارشون دقیقا چی بود ولی از نظر من تلاششون تمام امتیاز رو میگرفت
چون من توی اون سن واقعا درگیر این موضوع بودم که چجوری شناور نگه دارم و چجوری حرکت بندازم قایق چوبی رو ، انگار بعد از چند سال کار ناتمامم تمام شد و بلاخره به آرزوم رسیدم وقتی اون پسر بچه به نتیجه رسونده بود دغدغه بچگی من رو