امروز هم یکی از پیچیده ترین روزهای من بود ، فکر کن ذهنت درگیر کلی موضوع و مساله است برای حل کردن و باید خودت رو سره پا نگه داری که پاسخ گو هم باشی ، این به معنای اینکه چیزی نباید تورو بترسونه و عقب بکشتت ،
نمیخام زیاد وقتتون رو بگیرم
بریم سره اصل مطلب ، اصل مطلب اینکه بلاخره شد اون روزی منتظرش بودم ، اونجایی رسید که تیم فروش سراسیمه و بهم ریخته به سمت دفتر مدیریت روانه شدن و با سرو صدا که ما ضرر خوردیم و باید ضرر ما یه جوری جبران بشه ،
خب حق دارند به مشتری قول هایی دادند و مشتری هم به حرف این دوستان اعتماد کردو بووم ترکید ، خب حالا کی باید پاسخگو باشه ؟!
به نظر شما باید چه شخصی در مرحله اول پاسخگو باشه !
خب من بهتون میگم
توی سلسله مراتب تیم همیشه باید پروداکت منیجر پاسخگو باشه ، چون تمام اتفاقات پروژه رو به گردن گرفته ،
یعنی چی !
یعنی اینکه پروداکت منیجر به جای پدر و مادر پروژه است
اگر پروژه لوس بشه و بی ادب پدر و مادر در راس پاسخگو ها هستند و…..
تمام مسئولیت پروژه به گردن ایشون هستش
این به این معنی است که سلام PM جان بیا توی ضرر شریک شو
حالا بعدش چی میشه !
PM جان راه میفته سمت وزن بیشتر فنی پروژه و از ایشون شروع میکنه
مدیر فنی جان سلام من تنها نمیرم پایین شما هم باید بیایی و… دعوا تازه آغازمیشه !!
حالا دیدید از بیرون استارت آپ شاد و شنگول و با فوتبال دستی و قهوه و اتفاقات کول همراه هستش
ولی از درون با عرض معذرت مثل شلتر ۳۱ Fallout هستش
یکم خشن و سخت
در کل همه شغل ها سختی های خودشون رو دارند و چالش های خودشون رو دارند
چجوری میشه کمش کرد و هندلش کرد؟!
آهان ایول شما سوال خوبی پرسیدی
تو باید قبل از همه تست کنی ، تو باید قبل از همه بدونی قبل از اینکه همه بدونن
تو به عنوان مدیر محصول باید قبل از اینکه مجرم تصمبم به قتل بگیره ، پیدا کنی مجرم رو و محاکمه اش کنی
اینا هنر های نهفته و مهم یک مدیر محصول هست
مدیران فنی همیشه گردن گیرشون ضعیف بوده و هست ، این تو هستی که بایدهمه چی رو مثل یک رهبر
ارکست کنار هم بچینی
پانوشت نداره همه رو توی همون خاطراتم نوشتم و رفت 🙂
ولی کتاب معرفی میکنم بهتون :
“Measure What Matters” نوشته John Doerr
این کتاب درباره OKRها (Objectives and Key Results) و اهمیت تعیین هدفهای دقیق برای پیشبرد پروژهها و محصولات صحبت میکنه. اگر میخوای سیستمهای پایدار برای پیگیری موفقیتها داشته باشی، این کتاب ضروریه.