یکی از چیزهایی که همیشه از آن لذت میبرم و برایش ارزش قائلم، این است که هر آنچه میدانم و از آن نتیجه گرفتهام را با دیگران به اشتراک بگذارم و آموزش دهم. این کار نه تنها باعث میشود آنچه بلد هستم را فراموش نکنم، بلکه حس معلمی درونم را بیش از پیش فعال میکند و حال مرا خوب میسازد. در روند تدریس، همواره چیزهایی را به دیگران آموزش میدهم که در حقیقت باید خودم نیز آنها را بشنوم؛ گاهی این موارد چیزهایی هستند که ممکن است فراموششان کرده باشم.
همیشه تلاش کردهام اشتباهات گذشته خود را به یاد بیاورم و به خودم گوشزد کنم که نباید فلان کار را انجام میدادی، زیرا آن تصمیم منجر به پیامدهای ناگوار و گسستهای بزرگتری شده است. در هر شرایطی، تمام سعی من این بوده که به سمت بهتر شدن حرکت کنم و برای بهتر ماندن برنامهریزی داشته باشم. بیوقفه در حال آموزش به دیگران هستم؛ برخی دوستان این موضوع را درک میکنند و از آن بهره میبرند، در حالی که برخی دیگر شاید گوش شنوایی برای این توضیحات نداشته باشند و از آن برداشت مناسبی نکنند. با این حال، این موضوع برای من مهم نیست، زیرا تلاش من همواره بر آموزش دادن و توضیح دادن است.
برای اینکه بتوانم به درستی آموزش دهم و از دیگران یاد بگیرم، همیشه خود را در چالش قرار میدهم و برای آن برنامهریزی میکنم تا در آن چالش باقی بمانم و ذهنم را درگیر یادگیری از محیط کنم. امشب نیز، در شرایط مشابهی هستم؛ دوستی تازه یافتهام و قصد دارم هر آنچه که در ذهن دارم و تا کنون از آن نتیجه گرفتهام را بدون هیچ کم و کاستی به او منتقل کنم. شاید با این کار، زکات دانشی که در اختیار دارم را ادا کنم و کمک کنم تا اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتری در او شکل بگیرد.
در مورد کتاب پیشنهادی، پیشنهاد میکنم کتاب **”The Art of Teaching” نوشته Gilbert Highet** را مطالعه کنید. این کتاب به بررسی جنبههای مختلف تدریس و ارتباط مؤثر با دانشآموزان میپردازد و میتواند برای شما الهامبخش باشد.