تاثیر مدیریت کنترلی بر تیم و سازمان

در طول این سال‌ها متوجه شدم که عدم اعتماد به تیم مدیریتی، نداشتن هدف مشخص و حضور بیش از حد مدیر اصلی در تمامی بخش‌های سازمان می‌تواند هم کمک‌کننده باشد و هم خطرناک. این مدل کاری نه تنها به خود مدیر آسیب می‌زند، بلکه بر فرآیند اعتمادسازی در تیم و ساختار مدیریتی نیز تاثیر منفی می‌گذارد. در واقع، این رویکرد می‌تواند زندگی مدیران میانی را نیز مختل کند، زیرا آن‌ها در معرفی خود دچار سردرگمی می‌شوند و نمی‌دانند دقیقاً چه بخشی را مدیریت کرده‌اند.

چالش‌های مدیریت کنترل‌گر

مدیران کنترل‌گر نیاز خاصی در انتخاب نیروهای خود دارند. اگر شما از جمله افرادی هستید که تمایل دارید تحت کنترل باشید، احتمالاً می‌توانید در این نوع سازمان‌ها شغلی پیدا کنید. اما اگر تمایل به کنترل شدن ندارید و به دنبال فضای بازتری هستید، باید بدانید که این سبک مدیریتی در سازمان‌های دولتی نیز رواج دارد.

اتکای بیش از حد به تأییدهای مدیریتی برای همه مسائل، مانند امضای مستمر برای تایید پرداخت‌ها، شاید در مراحل اولیه رشد تیم کارساز باشد اما در طولانی‌مدت باعث فرسودگی مدیر و کاهش بهره‌وری سازمان خواهد شد. چنین سازمانی تلاش می‌کند پوست‌اندازی کند و مسیر رشد را طی کند، اما چون همیشه نیازمند نظارت مستقیم مدیر است، قادر نخواهد بود به‌طور مستقل به موفقیت دست یابد.

راهکارهای بهبود مدیریت

به عنوان یک مدیر ارشد، بهتر است:

  • تفویض مسئولیت: وظایف را به مدیران میانی بسپارید و به‌درستی پیگیری و ارزیابی کنید.

  • تشویق و مواخذه منصفانه: با بازخورد صحیح، تیم را هدایت کرده و انگیزه‌بخش باشید.

  • ایجاد ساختار اعتماد: اجازه دهید مدیران میانی استقلال داشته باشند و تصمیمات مهم را با راهنمایی شما پیش ببرند.

آسیب‌های مدیریت کنترل‌گر

مدیرانی که همواره نقش متکلم وحده را دارند، ممکن است متوجه نباشند که چنین رویکردی آینده خود و خانواده‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این وابستگی شدید به کنترل، مانع از تصمیم‌گیری مستقل می‌شود و حتی اگر در نهایت به موفقیتی دست پیدا کنند، حس تک‌روی در رفتار آن‌ها قابل مشاهده خواهد بود.

جمع‌بندی

مدیر گرامی، اگر این سبک مدیریتی را دنبال می‌کنی، لطفا به یک تراپیست مراجعه کن. این روش به نابودی خودت و تیمت منجر خواهد شد. حواست باشد که داشتن کنترل بیش از حد باعث آسیب‌های جبران‌ناپذیری به سازمان و تیم کاری‌ات می‌شود.

مدیران میانی عزیز، به دنبال سازمانی باشید که حال شما در آن خوب باشد. تحت سلطه‌گری یک مدیر کنترل‌گر قرار نگیرید. برای بهتر شدن و رسیدن به اهداف خود تلاش کنید و هر آنچه لازم است را بسازید و بهره‌برداری کنید. این شما هستید که آینده را می‌سازید و می‌توانید نشان دهید که همه چیز به محصولات فرمایشی محدود نمی‌شود. محصولات واقعی آن‌هایی هستند که جامعه هدف مشخص دارند.

به دنبال این باشید که برای چه ماموریتی در حال فعالیت هستید. وقتی علت ماموریت خود را پیدا کنید، مطمئن باشید که هیچ‌گاه بیکار نخواهید ماند.

پیشنهاد کتاب

برای درک بهتر این موضوع، پیشنهاد می‌کنیم کتاب “مدیران و چالش‌های اعتمادسازی” نوشته پاتریک لنچیونی را مطالعه کنید که به اصول اعتمادسازی و تفویض اختیار می‌پردازد.

نوشته‌های مشابه