بوتکمپ شهید بهشتی و کاوانو آکادمی: جرقهای در مسیر آموزش
از دسته خاطرات محمدرضا و تیم: میتونم این شادی رو با شما در میان بگذارم که وقتی پوسترهای بوتکمپ شهید بهشتی و کاوانو آکادمی را بهصورت رسمی منتشر کردیم و تبلیغات گسترده را شروع کردیم، انگار در دل بیابان، یک قمقمه آب خنک پیدا کرده باشم. بعد از چند ماه کار بیوقفه و بدون استراحت، آنقدر حالم خوب شد که یادم رفت تب دارم و دارم تلاش میکنم سرپا بمانم تا جلسات بعدی را ادامه بدهم.
بخشی از زندگی من در آموزش دادن خلاصه میشود، و این چیزی است که هم یادش گرفتهایم، هم تلاش کردهایم به درستترین شکل ممکن آن را پیادهسازی کنیم. زندگی چالشهای زیادی دارد که هرکدام بهجای خود جذاب هستند، اما یک نصیحت از من: قضاوت کردن را به تعویق بیندازید. میتوان قضاوت کرد، اما کمی دیرتر؛ شاید این کار کمک کند که کمتر حس تلاشِ بینتیجه و نرسیدن داشته باشیم.
بارها با خودم گفتهام: “نمیشود… نمیتوانم… انرژیاش را ندارم”، اما این حرفها را باور نکردم. در ته ذهنم صدایی میگفت: “میتوانم، باید انجامش بدهم.” چرا؟ چون برای خودم مأموریت مهمتری متصور شدهام: ایجاد انگیزه در بین جوانانی که سرمایههای واقعی این کشور هستند. میخواهم تلاش کنم تا دانشجویانی که استعدادشان نادیده گرفته شده، راهی برای شکوفایی پیدا کنند و برای فرار از کشور، تلاش نکنند. میخواهم در کنار یک تیم نرمافزاری، برایشان حس انگیزه، عزتنفس و حال خوب بیاورم.


