خاطرات محمدرضا و تیم
نسل زد و کارت ویزیت ! صبح اول وقت با چشمان گربه طور به من نگاه کرد و گفت آقای سخاور من سه تا از کارت ویزیت های شمارو رو لوله کردم و با چسب…
نسل زد و کارت ویزیت ! صبح اول وقت با چشمان گربه طور به من نگاه کرد و گفت آقای سخاور من سه تا از کارت ویزیت های شمارو رو لوله کردم و با چسب…